واجد على خان

91

علم الأبدان ( فارسى )

سارى مىشود و حركت دوده دماغ نيز تابع حركت قلت‌ست بواسطه شرائين كه بدوده رسيده و ماهيت قوت حيوانى خالق بيچون نيكو مىداند عقول و افكار انسانى بادراك آن عاجز و قاصرست اين قدر عبارت از حركت منفخ تا اينجا كه زائد از منتخب عنه است ؟ ؟ ؟ بهتر است ربانى به جهت توضيح مطلب و آسانى ادراك شايقان و طالبان از من هيچمدان ؟ ؟ ؟ بتمثيل منفخ بيان كرده شده و نبض بر دو قسم‌ست بسيط و مركب و اين هر دو قسم بر كيفيت حال قلب خبر مىدهند و نبض بسيط ده جنس‌ست اعنى ده چيزست كه ازين مدارج كيفيت نبض واضح و لايح مىشود جنس اول اعنى چيزى كه اول در ان غور و ملاحظه كرده شود مقدار انبساط اعنى گشادگى نبض است در طول و عرض و عمق و ظاهرست كه هر يك جسم اقطار ثلاثه دارد و در رگ نبض هم كه جزوى از جسم‌ست افطار ثلاثه اعنى طول و عرض و عمق موجودست طول نبض بجانب طول ساعدست و عرض نبض بجانب عرض ساعد و عمق نبض عبارت از ارتفاع نبض‌ست به طرف انامل و انصراف اوست آن طرف انامل به طرف غور و بهر يك قطرى از اقطار ثلاثه وسطىست در ميان افراط و تفريط كه آن را معتدل گويند پس جنس اول منقسم بر نه نوع‌ست نوع اول نبض طويل‌ست و طويل آنست كه دريافته شود اجزاى رگ در طول ساعد زياده از معتدل و سبب زيادتى نبض طويل كثرت حرارتست نوع دوم نبض قصيرست و آن بمقابله طويل‌ست و سبب آن قلت حرارت است نوع سوم معتدل در ميان قصير و طويل و آن دلالت مىكند بر اعتدال حرارت و برودت نوع چهارم عريض‌ست و عريض آنست كه در پهنائى زياده از معتدل باشد و نبض عريض دلالت مىكند بر زيادتى رطوبت نوع پنجم ضيقست و آن بمقابله عريض‌ست و نبض ضيق دلالت مىكند بر قلت رطوبت نوع ششم معتدل‌ست در ميان عريض و ضيق و آن دلالت مىكند بر اعتدال حال قلت در ترى و خشكى نوع هفتم شاهقست و نبض شاهق آنست كه دريافته شود اجزاى او در بلندى زياده از معتدل و دلالت مىكند نبض شاهق بر غلبهء حرارت نوع هشتم نبض منخفض‌ست و نبض منحفض مقابل شاهقست و آن دلالت مىكند بر قلت حرارت نوع نهم معتدل‌ست در ميان شاهق و منحفض و آن دلالت مىكند بر اعتدال حال نبض